خرید بک لینک

بادی خیلی وقت پیش میومدم ، و تولد وبلاگم رو تبریک میگفتم، هفت اذز ماه اما به هر حال نشد

اما الان میگم

هفت اذر تولد وبلاگم مبارک

برچسب: تولد وبلاگم مبارک,وبلاگ تولدت مبارک,تولد وبلاگت مبارک, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

دانشگاه تمام شد و کارهای زیادی رو که باید انجام بدم شروع شد.

فعلا نمیتونم زیاد بنویسم ، تو همین حد کافیه

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

از بی حالی، لاغری، چشم ضعیفی، نزدیک بینی ، از راه رفتم مثل مرده ها متنفرم. از بی پولی ، با بدبختی زندگی کردن، از نداشتن صبحانه و شام برای خوردن متنفرم. از غریب بودن با میوه ها، با غذا ها و سبزی های عجیب، با سوشی، با خاویار ، با قومه سبزی متنفرم. از نداشتن دوست، نداشتن رابطه با دختر ها از خجالت ، از ترس متنفرم. از سکوت در دانشگاه، از تایید حرف دیگران، از خوب و بله گفتنا منتفرم. از ندانستن مصالح ساختمان، اداره ها و هزان دانسته های عمومی ندانستن متنفرم. از دروغ پنهان کاری از ،رشته ی بد ، از در روستا زندگی کردن بدون امکانانت متنفرم. از سوت کشیدن گوشام، از ضعف چشمانم، از ضعف رویم، و از هر چی ضعف است متنفرم. از ساکتی ، از مسکین بودن و خوب بودن متنفرم. از ندیدن جاها، از نرفتن سفر ها ، نشناختن آدم ها و مکان ها متنفرم. از پوز دادن فردی پیش من، از تفریف کردن های بیگانه از خودش و از من متنفرم. از بدی ها و نفرت ها ، از آدم های بد، از آدم های نفرینی متنفرم.

برچسب: متنفرم شاهین,متنفرم از آدمایی که,متنفرم از خودم, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

حالا وقت آن رسیده تا عوض بشم. پس حالا هر کی اومد سر راهم له له میشه هشدار میدم. من دیگه یه آدم دیگه ایم. لطفا با من شوخی نکنید دارم به خاطر خودتوم میگم من این خط قرمز را کشیدم/ و حالا از همین حالا شروع شد. من یه آدم دیگه ای هستم. هشدار میدهم. مواظب رفتارتان باشید. هر چه میخواید فکر کنید. فکر کنید یه آدم عقده ای میخواد تمامی عقده هاش رو رو سرتون خراب کنه ... من آمدم. انتقام بگیرم. من آمدم بد باشم. من آمدم اخلاق بد داشته باشم. اینا را گفتم و باز میگمممم

برچسب: شروع شدن,شروع شد غزلم بسمه تعالی سر,شروع شد غزلم, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

پدر اینا که تو لیست سیاهند در میارم

1. p.k

2. m.m

3. y.s

4. اون خری که تو اسکله بهم سیلی زد.

پدرتونو درمیارم

برچسب: لیست سیاه,لیست سیاه فصل 4,لیست سیاه در تلفن ثابت, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

نمیدانم برایم بهتر شد یا نه، ارشد امتحان دادم اما با رتبه 507 نمیدونم چرا ایطوری شد

یه احساسی بر روی قلبم نشسته نمیتوانم بخوانم، چرا اینگونه شد،

.................

....

برچسب: چرا کنکور سخت است,چرا کنکور,چرا کنکور 93 سخت بود, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

روز های خوب می آیند

برچسب: بدون شرح,بدون شرح به انگلیسی,بدون شرح سریال, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

از حال و هوای غمگین بودن بیرون اومدم

واس همین قالب وبلاگ رو تغیر میدم.

میخوام شاد شاد باشم

برچسب: happy birthday,happy wheels,happy birthday meme, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

تقدیم به اون ادم هایی که فک میکنن من هالو هستم نه عزیز من اما نمیدونم چرا خودم را گاهی اوقات به هالویی میزنم احمق م آیا نه ساده ام و کمی ترسو و شاید این اصلا وجود یک آدمی باشدد کسی چه میداند شاید من بسیار فردی با عرضه هستم که خود را نشناختم و از وجود خودم استفاده نمیکنم تا دیگران راضی نگه دارم اما چه فایده آنها میپندارند که تو احمقی و یا ترسویی و دیگر نمیخواهم چنین باشم میخواهم به همه بفهمانم که احمق نیستم اصلا دیگر خودم را به احمقی نمیزنم انگاری از بس که خودم را به احمقی زدم این شده جزوی از من اما من این خصلت را بیرون میندازم هر چند سخت بیرونش میندازم هر چند مشکل هر چه بخواهد بشود. هرچه بخواهد بشود مطمئنا بهتر میشود

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

یه کاری میکنید
که عاقل تر بشم
و اصلا چرا بد باشد
من تمام سعیم را میکنم
که عاقل تر باشم
کم تر گول بخورم
بیشتر بدانم که
آدم ها
هستند که بدند
هستند که سو استفاده میکنند
و این تقصیر من است
چرا چو که فکر میکنند
میتوانند به من گول بزنند
پس سعی میکنند
من هم سعی میکنم
پدرتون را در بیارم

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

آدما شمشیر دو لبه اند به هر طرف که بخوای میبرند. به طرف تو یا به سود تو

برچسب: آدما باهم و تنها,آدما از آدما,آدما منو نگاه میکردن, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

اصلا به من چه که دیگران بخواند درباره من چه فکر کنند.

هر دروغی که دلم بخواد میگم

اصن واس خودم زندگی میکنم

رشته ی من چیه ؟؟ نپرس چون اگه بپرسی مطمئن باش راستشو نمیگم

اسم من چیه ؟؟؟ نپرس چون اگه بپرسی معلوم نیست راست یا دروغ بگم

برنامه م چیه ؟ نپرس چون به هیچکی نمیگم

فقط به حرفام گوش کن، گرچه اصلا برام مهم نیست

آزاد آزاد از همه حتی خودم.

نفس خوشی میکشم

گور حرفا و فکرای یه مشت آدم بیهوده

برچسب: گور بابای هر چی عشقه,گور بابای هر چی دختره,گور بابای هرچی پسره, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

چه اندازه زندگیم و خودم مسخره شده، و مسخره تر از همه چهار سال دانشگاه و کارشناسی اصلا همه ی رفتارم مسخره و احمقانه بود چه در دوران دانش آموزی و چه دانشجویی، همه اش مسخره بود و مطمئنا دوره ای به مسخره بودن الان رفتارم پی خواهم برد. اصلا اگر یک فیلیمی از گذشته ام را به دیگران نشان میدادند همراه با خودم، از خجالت آب میشوم. یک نقطه ی شجاع و یک خاطره ای بسیار شجاعانه نمیبینم و اگر هم هست در مقایسه با آن همه حماقت ها هیچ است. هنوز خیلی از این حماقت ها را یادم است و خیلی هاش را که اصلا یادم نیست. کمرویی، احساس میکنم و مطمئنم که تمام بدبختی ها و رنج های من مربوط به همین کلمه کمرویی و خجالت است و همراه آن ترس، که دیگر همه چیز را برای ایجاد یک زندگی دردناک و احمقانه فراهم میکند. اگر زندگی کسی دیگری چنین بود و نگاش میکردم مسخره اش میکردم. واه واه واه چه زندگی مسخره ای تا چشم کار میکند میشود توش تحقیر ، ترس ، بدبختی و رنج را دید.

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

شدم اونی که میخواستم میشم اونی که میخوانم من همونم که یه روز آرزوم بود از همه سر بشم همون که یه روز شاخ شدن واسش خیال بود من همونم که یه روز پولدار شدن برام رویا بود رابطه داشتن با گنده ها برام یه حسرت پولای آنچنانی خیال خوش بود به عشقم محبت کردن یه فکر قشنگ قوی شدن قوی دیدن برام یه لحظه ی خوش بود مرفه بودن مرفه زندگی یه دور ناب بود له کردن قدرت داشتن به خاک کردن برام شده بود یه عقده ی کهنه تنفر، دلتنگی و ناراحتی های مداوم شده بود یه خاطره ی تلخ بغض های در گلو همه ناراحتی های بد کرده بود دوران مرا یه دوران بد میشم اونی که میخوام شدم اونی که میخواستم

برچسب: اونی که میخواستم,اونی که میخواستم کامران هومن,اونی که میخواستمش رفت از دست, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

جندین باری را که از دیگران کمک خواستم یادم است.

م رضا

م ث

س ج

و چند تایی دیگه هیچ کدومشون به دردی نخوردن

و اینک

ر ب

به خودم متکی میشم . همونطور که بودم . خودم خودم خودم خودم کارام را روبه راه میکنم

با توکل بر خدا خودم کارام را روبه راه میکنم

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:43

برگرفته شده از وبلاگ نازین اینم لینکش هــَــر وَقــــــت بــــُــــوے✘ســوختِگـــــــــے ڪــــُـون✘دُورہ بــَـریــــــــآت اُومــَـــــدبــــِـــــدون مَسیـــــــرو دآرے دُرســـــــت میــــــــرے دُنیــــــــــآے وآقـعــــــے اُنـقــــد اَرزش نـــَــدآرہ ڪـــــــــہتـــــــــو بـــــــــہ خــــــآطـــِـــر ✘مـُجــــــــآزیـش✘ خـــُــودِتـــــــــو جـِـــر میـــــــــدے حَتـــــــــے اَگــــــــــہ ضَــربــــــہ فَنــــــــے شـــُــــدی،دُوبــــــــآرہ شــُـروع ڪــــُـــــنضــــــَـــــربــــــــــــہ【مَغــــــــــزے】ڪـِــــــــہ نَشـُـــــدے بعضیــــــــــــــــآ بــــــــــــــــآ مـــَــــــــــــن تـــــــــــو ایــــــــــــــــنمُجـــــــــــآزےلــَــــــــج لَجــَـــــــــنچـــــــــــــون نیستـــَـــــــــــم مِثـــــــــل خــــودِشـــــــــون لَجـَـــــــــ✘ـــــــــنههــــــــــــــــــــــ وَقتـــــــــــے ڪـِـــہ ڪــــــــآرے دآرن مــــــــآآچـــــــــآرفــَـــرآنســـــــــہ ایـــــــموَقتـــــــــے مـــــــــآ ڪـــــــــآرے دآریــــــــــم دَریـــــــغ اَز یــــ

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

بعد از چیزی حدود دو سال ده ماه اینک دوره ی جدیدی از نوشتن در این وبلاگ را شروع میکنم و احساس میکنم که دوره ی جدیدی در من به وجود آمده که اگر قدرش را بدانم و مثل دوره های دیگر به هدر ندهم میتوانم به آنچه که میخواهم برسم. احساس میکنم همه چیز دوباره برگشته سر جای اولش بر عکس تمام وقت ها ، دیگر نمیخواهم سراغ گذشته بروم گذشته اینک دوست دارد دوباره سویش بروم اما هرگز هرگز سراغش نخواهم رفت و احساس میکنم و یقین دارم که ترس در وجود بسیار بسیار کوچک تر شده و کشته تر شده . و شاید هم اصلا کاملا کشته شده باشد اینک نباید دوباره بگذارم بترسم اینک نباید دوباره بگذارم بترسم نمیگذارم که با تعریف های الکی شخصی مرا آذار دهد اصلا یک آدم دیگری خواهم شد نه نه هرگز نمیگذارم که این فرصت از دست برود/ من میتوانم من اجازه نخواهم داد این فرصت طلایی من از دست برود

برچسب: دوره ی جدید سبد کالا,دوره ی جدید اکادمی گوگوش,دوره ی جدید ضمن خدمت فرهنگیان, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

احساس میکنم در یک وادی عجیت که نامش را نمیدانم مدت ها پیش به دست خودم کشته شدم.

و اینک برای زندگی دوباره باید تلاشی بسیار عمیق بکنم.

اما مشکل انجاست که احساس میکنم هنوز هم دارم رگ هایی از من که زنده هستند و می تپند را

با دست خودم میکشم

و حتما عاقبت با دست خودم کشته خواهم شد

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

بازم اومدی

بازم دیدمت

اما این بار

نه مثل هر بار

انگاری آتش های زیر خاکستر میخواند روشن شند

شعله بکشند، پرواز کنند ، و تو را بغل کنند

و تو را محکم برای همیشه در آغوش بکشند

و دیگر تو باشی و من

چه شیرین است

حتی گفتنش

حتی نوشتنش

باز خواهی آمد

باز خواهمت دید

اینبار

قشنگ تر

و

...

برچسب: بازم تو خواب من,بازم تولدم شد,بازم توی قلب شهر, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

وبلاگم سه ساله گشت اولین پست وبلاگ تو سه شنبه 7 آذر 1391 تو یه شب سرد پاییزی هنگامی که از کنار پارک میامدم و کاملا یخ زده بودم را ایجاد کردم دوران خوشی بود به هر حال کارشناسی دوستت دارم و امروز سه سالگی وبلاگم پر شد و وارد چهار سالگی شد امیدوارم امسال سالی خوش و سرشاز از شادی باشد و همین طور هرسال و همین طور برای همه زمان چه زود میگذرد و ما چه اندازه بیهوده زمانمان را با کارها و افکار پوچ هدر میدهیم باید شاد و با برنامه و شاد زندگی کنیم

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

دیگر جواب خواهم داد

جواب تمام حرف هایی را که خواهید گفت

جواب تمام حرف هایی را که خواهند گفت

جوابی سخت

و خشمگین

همچون شیری که می غرد

و پراکنده میسازد تمام بدی ها را

و من خواهم توانست

و من خواهم توانست

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

همیشه اشتباهات برای من یک نقطه ی عطف رو به جلو بوده است. انگاری پس از هر بار اشتباه، بسیار بیشتر از آن اشتباه سود میبردم بنابراین فکر میکنم و شاید یک گمان اشتباه که شاید گاهی اوقات باید اشتباه کرد. نه سهوا بلکه از روی عمد. اشتباهاتی که یک فرد را پخته تر میکند. و شاید این حرف ها و گمان ها برای توجیه اشتباهات من است. ریسک همیشه این واژه برای من نماد و نشان دهنده ی شجاعت بود / هر وقت کوچکتر بودم، آَدم های ریسک پذیر را آدم های موفق و شجاع میدانستم. بزرگتر که شدم دانستم که آدمهای ریسک پذیر شجاع هستند اما آدم هایی که با احتیاط ریسک میکنند موفق هستند. دوران زندگی انسان در طول زندگی خود چندین نقطه ی عطف دارد. که قالب و بودنش را شکل میدهد. من فکر میکنم که در زندگی هر شخصی این ها و این قالب ها و نقاط عطف وجود دارد. حداقل که برای من چنین بوده است. و جدا از تعریف دوران های کودکی نوجوانی جوانی میانسالی و پیری که به درستی تعریف شده اند. من زندگیم را چنین تقسیم بندی میکنم زمان تولد دوسالگی چهار سالگی شش سالگی نه سالگی یازده سالگی پانزده سالگی هیجده سالگی بیست و سه سالگی و گمان میکنم که یکی از بزرگتر

برچسب: کمی فراتر از من,کمی زودتر از من بمیر,كمي مني, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

متنفرم ازت فقر ، تو که باعث می شوی عزیزان ذلیل شوند، تو که باعث می شوی شیر درون افراد متذلذل و خوار شود

متنفرم ازت فقر، از هر نو که باشی

آنان که می گویند فقر خوب است لابد ذلیلی فقر را نچشیده اند

و گر نه چگونه به ذلالت و ذلیلی می گویند خوب

با تمام وجودم ازت متنفرم و با تمام قدرتم سعی از ریشه کن کردن تو و

سعی در نابودی مطلق و کامل تو زا دارم

از هز گونه که باشی

هر جا که باشی ازت متنفرم

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

میزنم تو دهنت اگه بخوای رو سرم خراب شی

میزنم تو دهنت اگه بخوای چیزی رو سرم خراب کنی

میزنم تو سرت تا بفهمی

بازی با دم شیر چه عاقبتی داره

میزنم تو سرت

من یه آدم حرفه ای هستم

میزنم تو سرت

برچسب: ميزنم تو دهنتا,رمان میزنم تو دهنت, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

کودن عوضی بی شئور زنده زنده پوست از سرت میکنم

بعدش لاش گندت را هم میندازم جلو سگا

اومدم که بکنم

شروع شد

یکی یکی

یعنی .....

بازم میام

برچسب: نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

اینک نوروزی در پیش است تصمیم دارم نو شوم

و رفتار بد و زشتم را کنار بگذارم

و امیدوارم سالی پر از خاطرات خوب برای من و شما باشد.

برچسب: نوروز,نوروز تی وی,نوروز 96, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

هر کسی در وجودش عادت هایی دارد که جزو عادت های بد هستند.

من میخواهم برای ادامه این راه زندیگ اینک راه عادت های خوب را برگزینم

الهی به امید تو

برچسب: یک برنامه ریزی خوب برای زندگی,یک برنامه ریزی خوب برای درس خواندن,یک برنامه ریزی درسی, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

از دیدگاه من یکی از راز های سلامتی گوش دادن به بدن خودمان است .

اگر میخواهید سالم بمانید

کافیست به حرفهای بدنتان گوش دهید

و تنبل نباشید

امتحان کنید

کاملا صحیح است.

برچسب: یکی از رازهای جهان, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

سلام

سلامی دوباره

کدهای پاپ آپ در سایت قرار داده شده که 4 صفحه را روزانه یکبار برایتان باز میکند

امیدوارم ناراحت نشوید.

تبلیغات بنری دو تا در پایین صفحه است. از این هم ناراحت نشوید.

برچسب: تبلیغات,تبلیغات در گوگل,تبلیغات رایگان, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

به تازگی سایتی در رابطه با چگونه نوشتن علمی و دسترسی به مقاله ها طراحی کرده ام

امید دارم که با این سایت به حقوقی خوب برسم

به نظرتون چقدر طول می کشه تا چنین سایتی یک درآمد خوب بده

برچسب: درآمد از سایت,درآمد از سایت های کلیکی,درآمد از سایتهای ایرانی, نویسنده: حدیث رحیمی تاريخ: سه شنبه 25 آبان 1395 ساعت: 4:42

صفحه بندی